یه بارم من رفته بودم پیش یه دوست دیگه. توی اتاقش نشسته بودیم. گفت قهوه می‌خوری، واضحه که گفتم آره :)

بعد رفت دم کمد، یه دونه از این چایی‌ساز برقیا آورد، یه فرنچ پرس هم باهاش. یه بطری آب هم روی میز بود. همونجا درست کرد و خوردیم و تموم که شد، فرنچ‌پرس رو توی گلدون خالی کرد.

ایشون هم تعجب کرد که از این کارش تعجب کردم من. گفت روزی ده بار واسه درست کردن قهوه برم آشپزخونه و بیام؟ کی حال داره؟

کلن متفاوتیم ما آدما.

Follow

بعدها البته متوجه شدم چون من قرار بود برم، گذاشته بود توی کمد. حالت عادی کلن روی میز ولو هستن این تشکیلات :)

Sign in to participate in the conversation
Mastodon

The social network of the future: No ads, no corporate surveillance, ethical design, and decentralization! Own your data with Mastodon!