Maryam boosted
Maryam boosted

سالی رونی گفته که برای ترجمه و چاپ کتاب جدیدش به عبری با انتشاراتی‌های اسرائیلی قرارداد نخواهد بست و از BDS حمایت می‌کنه. دمش گرم واقعا. دود از کنده‌ی ایرلندی‌ها بلند میشه. انگیزه مضاعف پیدا کردم که بروم کتاب‌هایش را بخوانم.

Finished grad school in 2016 and never taught a class again.

Now I'm considering to teach a course (probably in the same school I did my graduate degree).

I know it's a looooooot of work. But I think the joy of teaching can make up for that.
Still very hesitant though.

What do you think?

امروز پرواز کردم به کانادا.
اشتباهی توی ویزام بود که کارمند هواپیمایی با چند تا تلفن حل کرد.
بعدش هم سوار هواپیما شدیم با احترام و بدون هیچ عجله.

ولی هر بار ایران میام یکی از مصیبت های ذهنی م اینه که هم وطن ها هجوم می‌برند به در ها، توی صف میزنند، فاصله با هم دیگه حفظ نمی‌کنند، و راحت به هم بی احترامی می‌کنند. همون هم وطن ها توی فضای کاملا خارج این کار رو نمی‌کنند.

فکر کنم یه داستانش اینه که همه فکر می‌کنند از الان به بعد دیگه همه بقیه توی صف خواهد زد و من هم باید همین کار رو بکنم :-(

I've been to ER many times in the past ten years in Iran. The staff get overworked. Patients end up lying on the lobby seats to be attended. It's chaotic.

Yesterday, I got a full room with TV. Staff took their time and had a normal work.
I hope for a world with better wealth distribution.

Show thread

First time in ER after the mark of ten years in the US.

I am very appreciative of the staff making it less stressful for me.

When I see something incredibly nice in the US (like the above ER experience) I feel sad instead of enjoying :-(

Respect and good care, especially at the time of stress, is a really basic human need. I wish all people in the world could have it including my people in Iran.

منشی ش گوشی رو برداشت. گفت بگم کی زنگ می‌زنه؟ ما رو خیلی پررو کرده بودن. انگار که جواب خیلی بدیهی است، با حق به جانبی گفتم یه دانش آموز دیگه!
رییس گوشی رو برداشت و گفت چرا میخواهید تعطیل بشید و آخرش هم گفت باشه حرف می‌زنم ولی تصمیم نهایی با خود مدیره.
تعطیل شدیم و بازی رو مساوی کردیم و بهترین مساوی زندگی شد و سرویس مینی‌بوس بعدازظهر آقای سلیمانی به مدرسه که دو ساعت دیرتر از هرروز بود شادترین مسیری بود که تا اون روز به مدرسه رفته بودیم.

بردهای کشتی امروز من رو به اون روز برد.

Show thread

دبیرستان که بودیم یه تلفن گذاشتند توی راهرو برای استفاده ضروری. اون موقع پول تلفن زیاد می‌شد. برای همین سکه ایش کردند. جلوی دفتر نصب کرده بودند که تلفن ها زیر نظر باشه.

بازی ایران استرالیا بود. ما اون روز شیفت عصر هم داشتیم. بازی عصر بود. موقع اولین کلاس.
من اون موقع بچه ی ساده ای بودم. الان هم بزرگسال ساده ای هستم. یادم نیست کی من رو خر کرد زنگ زدم رییس آموزش و پرورش شهر که بهش بگم مدیرمون حاضر نمیشه برنامه عصر امروز رو عقب بندازه، تو راضی ش کن. از همون تلفن جلوی دفتر هم زنگ زدم.

.

Is another American culture I really enjoy. It makes them very positive about subjects. So they push for what they intended and make it happen. It shows its value at work very clearly.

Maryam boosted

It was so sweet. Thinking about many many situations I could stand up for someone and I didn't. Because I was too timid. While the cost was so little for me compared to the person who needed to be defended.

Show thread

The best thing happened to me today:

A lady stood up for me in a crazy busy parking lot. I'm a way nobody including myself has ever stood up for me.

She yelled at someone who was trying to take my spot and said he didn't care I was there first. She yelled in a way even I got scared. I was going to let go of the spot ten times. It never occurred to me to defend myself. But she did it. For me.

Looking for a good . Suggestions are appreciated.

Maryam boosted

Another thing I like about is how festive they are. They welcome holidays weeks and sometimes months ahead of it. Their holiday season in fact starts mid September (welcoming Halloween) and ends mid January.
In between, it's all just changing the decorations to the next holiday.

Show older
Mastodon

The social network of the future: No ads, no corporate surveillance, ethical design, and decentralization! Own your data with Mastodon!